روزها و سوزها
در حال هوای خودم می نویسم ... و اما دوستانی که لطف دارند مطالب من رو در وبلاگ یا سایت یا ...متعلق به خودشون می گذارند لطفا به من هم اطلاع بدهند یا رسم ذکر کردن منبع رو از یاد نبرند ....ممنونم
این روزها تنها می گذرد ... چون قایقی شکسته دستخوش امواج گاه بی رحم و گاه آرام زندگی روزها را می گذرانم ... می نوازد باد خاطرات گم گشته ی زمان را، در دلتنگ ترین فصول دل ... و می خوانند مرثیه های جنون را پرنده های آسمان غروب... . دریچه های غم بر بهار آشنایی ها و من در زمستانی ترین حال سال در هجوم تنهایی ها گم می شوم ... زمان رفتن است ... تنها یادگار من کتیبه ای است باشد برای تو ... هر گاه که یاد من ای بی وفا یار دل آزار روح ترا آزرد ...بگشای کتیبه را ... در صفحه صفحه ی آن تصویر کرده ام خاطرات ترا... کتیبه ای از آیینه ! از چشمان خود بخوان که بر نگاه من چه گذشت... . و از دل خودکه بر روزها ی من... . زمان رفتن است ... می نوازد باد... می رقصند خاطرات در پس چشم های دلتنگ یک نفر کوله بار بغض بر دل، می گذرد... و چونان هر شب ... دریچه های غروب گشوده می شود و کودک شب، زاده ! آسمان خرسندتر از همیشه تکه های نورانی عشق را بر بیکران خود می پاشد ... پیراهن شب نورباران می شود . آه از ستاره ی تو که باز می خواهد راه گشای دل شود ! اما افسوس که راه من راه همان ستاره ای است که سقوط کرد . زمان رفتن است ... و با همهمه باد و ترنم اشک زیر لب می خوانم : « از کسی نمی پرسند چه هنگام می تواند خداحافظ بگوید ...» . بهار 87 - بگو که دوست دارمت ! و او دوباره کوه را میان پنجه های خود فشرد ، آب شد درون ظرف تشنه ریخت ! - بگو که دوست دارمت ! و او دوباره پهن شد و جنگلی نمود دشت خشک را سپس به بوستان روی فرش کهنه خیره شد ... هجوم گل و ساقه های پیچ پیچ زنده نغمه های بی شکیب بلبلان شاد ، ولی صدای روبه رو دوباره گفت : - بگو که دوست دارمت ! و او دوباره آب شد اتاق را فراگرفت و فوج ماهیان رنگ رنگ از دهان پنجره گریختند تا گلوی خشک باغ... ولی صدای روبه رو دو پلک روی هم نهاده خیس و ترسخورده باز گفت : - فقط بگو ! بگو که ؛ دوست دارمت ! ... ولی دریغ! مرد لال مرده بود . محمد حسین جعفریان
نه بهانه ای در دل برای سرودن دارم و نه دردی در نگاه برای گریستن ...نه آنقدر شادم که سرخوش و سرمست روزها؛ خنده ی بی خیالی سر دهم و نه آنقدر غمگین که عزلت نشین تنهایی شوم ...تنها دلی خسته دارم و دستهایی بی رمق ! دستهایی که هرچه خدمت کرد جز تازیانه بی رحمی ندید و هرچه سخاوت داشت جز بخیلی هدیه ای نثارش نشد . چشم هایی تاول زده دارم ...که در عطش جرعه ای صداقت سوخت ... و هیچ کس نفهمید که وقتی که دلی آتش بگیرد ...باریدن چشم ها هم تسلی بخش نیست ! دیگر همه را به حال خود رها کرده ام ...بگذار به آنچه در اراده ی من است آزادی ببخشم .چشم ها بی بهانه بگریند ...دست ها به رویای پر گشودن فرو روند و دل ، باز خواب پروانه شدن ببیند ...بگذار این روزها بگذرد ...دیگر مرا ابایی نیست از چشم هایی که به رویم لبخند می زنند و در دل مرده گی را برایم آرزو می کنند ...از آنهایی که لحظه لحظه فریبم می دهند و شاد از غم نگاه من می شوند و ساده گی ام را به تمسخر می نشینند ...آه از این آدمهایی که گاه بی اندازه بی رحم می شوند...آدم هایی که خوش خیالند و گمان می کنند زخم هایی را که بر دل می نشانند نمی بینی..نمی فهمی ... ! مرا دیگر ابایی نیست ...این روزها می گذرد ...و من سایه ها را می شمرم ...سایه های گاه کوتاه و گاه بلندی که از کنارم می گذرند ...سایه هایی سیاه و سایه هایی سپید ...و من باز به خورشید می نگرم و آرام می شوم که ابرها را هنوز یارای آن نیست که نورش را از من بگیرند ...چند روز پیش دیگر غم توانم را ربود و من بغضم را به آسمان بخشیدم ...او را توان صبوری نبود. ..نعره ای سر داد و از جان گریست و من مدهوش غم اشک ها ی آسمان شدم ...آرام شدم ...دیگر این قرار من و آسمان است ...هرگاه که دردی عاجزم می کند ...بغضی روزهایم را به سوز می نشاند ...و همدلی نیست تا اندکی بار سنگین اندوه را یاریم دهد ... دلم را به آسمان می بخشم ... و او ناگاه دیوانه وار می غرد و نعره می کشد ...می بارد و تمام صاحبدلان را از غمی مبهم با خبر می کند .و احساس می کنی که گرچه بی کس تر از همیشه ای اما دیگر تنهایی معنایی ندارد ...تا به حال شده که با باران بی بهانه گریسته باشی ؟!...باران شاید خبر از درد غریبی می دهد که جز آسمان کسی را ندارد ...دنیا پر از غریب هاست ...و هرچه به آسمان شبیه تر باشی تنها تری ! باران که می بارد درنگ کن ...شاید پیغام دلی خسته و آتش گرفته باشد ...که تنها قطره ای از بیکران چشمان تو مرهم دردهایش شود ...دنیا پر از غریب هاست ...غریب هایی که بی چشم داشتی مهربانند اما دلی اتش گرفته دارند ...باران غریب ها را خوب می شناسد ...و غریب ها ، غریب ها را ... .

... 
| Design By : Night Melody |
